شکست

شکست یعنی پایان همه چیز!

شکست

شکست! چه واژه آشنایی!

شکست یعنی پایان همه چیز!
اغلب ما تصور مي کنيم که شکست به منزله ي پايان تلاش دوباره است و با هر شکستي، بهانه اي داريم براي انجام ندادن کار يا به انجام نرساندن آن. ما انسانها احساسات منفي را دوست نداریم و به همين دليل براي پيشگيري از شکست، کارمان را توجيه مي کنیم. غافل از این که «هر شکستي ما را يکقدم به پيروزي نزديکتر مي کند.»

شکست چيست؟

شکست یعنی پس از نه شنيدن ها؛ باختن ها، از دست دادن ها و زمين خوردن ها دوباره بلند نشويم و خود را انسان ضعيف و ناتوان نشان دهيم.
ولي افراد موفق اينگونه نيستند. آنها شکست را همانند دورخيزي ميدانند که در مسابقه دو انجام مي گيرد. آن ها با اين کار براي يافتن راه جديد براي غلبه بر مشکلات آمادگي پيدا مي کنند.
چيپ هيپ و دن هيپ در کتاب کليد را بزن مي گويند:
مردم در مواجهه با شکست به دو گروه تقسيم مي شوند:
گروه اول شکست را می پذیرند و خود را برای پیروزی آماده می کنند و می دانند که این شکست ها بهای موفقیت شان است. این گونه افراد ابتدا خودشان فکر ميکنند و ايده پردازي مي کنند سپس از ديگران ايده مي گيرند و با ادغام اين ايدهها، راه حلي جديد پيدا ميکنند.

گروه دوم کسانی هستند که نمی توانند و نمی خواهند شکست را بپذیرند. آنها تصور ميکنند تواناييهايشان ثابت است و نميپذيرند که باکمي تمرين، مهارتشان افزايش مييابد و می توانند در چند قدمی پیروزی قرار بگیرند.
براي رشد فکری این گونه افراد، بجاي ستودن مهارتهاي طبيعي بايد تلاش آنها را ستود؛ مثلاً در مورد تربيت فرزند، بجاي اينکه بگوييم: دخترم چقدر باهوشي! بگوييم: آفرين که را براي انجام تکاليفت تلاش کردي!
پس مهارتهاي ذهني ما و تواناييهاي ما همگي مثل فعاليتهاي فيزيکي هستند که آنها را ميتوان با تلاش و باور و اعتقاد، تقویت کرد.
هيچکسی ورزشکار، مهندس، سخنران ماهر و نويسنده متولد نشده است. فقط بايد با تمرين و تکرار آن مهارت را کسب کرد.
پس مبارزه با شکست يک مهارت ذهني است که با تلاش و تمرين و تکرار ميتوان آن را به دست آورد که از خصوصيّات انسانهاي موفق است.

بهانه ها

شکست خورده ها بهانه های بسيار رايج و جالبی دارند.
مثلاً: از ما که گذشت، سنم خيلي بالاست، سنم خيلي پايين است، خيلي جوانم، حالندارم، پولندارم، پارتي ندارم، من که ميدونم ديگر موفق نميشوم پس به درد اين کار هم نمي خورم، اين کار تخصص زياد مي خواهد، ديگر اين کار براي من خيلي سطح پايين است، مغزم نمي کشد، انگيزه آن را ندارم، برايم اُفت دارد، من خنگم ياد نمي گيرم، من با بقيه فرق دارم، شرايط من خيلي حادتر است، خجالت مي کشم، شانس ندارم!
اين بهانه ها به سه گروه تقسيم مي شوند:
۱- بهانه هاي مربوط به خود شخص (دروني): گفتمان دروني، تفکرات منفي، اعتمادبه نفس پايين که با توجه به راهکارهاي ارائه شده در اين کتاب برطرف خواهد شد.
۲- بهانه هاي مهارتي: اگر در انجام کاري نياز به تمرين و آموزش داريم دريغ نکنيم. تمامي مهارتهاي فکري و جسمي قابل آموزش و يادگيري هستند.
۳- بهانه هاي مربوط به ديگران (بيروني): بعضي ها وقتي شکست مي خورند به خاطر ترس از حرف ديگران، مجدداً از جا بلند نمي شوند و همانطور ادامه مي دهند. ولي در صورت بالا بودن اعتمادبه نفس صحبتهاي منفي ديگران تأثيري بر آنها نخواهد داشت.

 

اشتباهات متداول:

-عقب نشيني کردن در مواجه با مشکل
-عصباني شدن و پرخاشگري و افسرده شدن
-سرزنش خود و ديگران
-دنبال راه حل فوري و تزريقي رفتن.
– خودتحقیری
– در نظر نگرفتن همه امکانات و فرصت ها
-استفاده از مواد مخدر
– ترجیح دادن لذت ها ی زودگذر به موفقیت های آینده
– تحقیر کردن خود با افکار منفی

 

شکست و راهکارهای مواجه شدن با آن:

۱- اجازه ندهيم گفتمان دروني منفي درباره شکست، ما را از پا بيندازد. اصلاحش کنيم. اگر اشتباه مي کنيم بگوييم، اشتباه کردم ولي خوب خودم را مي بخشم و يکبار ديگر تلاش مي کنم.
۲- اجازه ندهيم گفتمان دروني مان ما را تحقير و سرزنش کند. بگوييم هر چه پيش آمده از آن درس مي گيرم ولي خودم را سرزنش نمي کنم.
۳- از کسی انتظار نداشته باشیم. فقط خودمان بايد با اتکا به خود و خداي مهربان و ايمانمان برخيزيم.
۴- از خودمان تشکر کنيم که اين مسير را تا اينجا آمدهايم. پس حالا که تا اينجا آمدهايم ازاينجا به بعد را هم مي توانيم برويم. فقط پُر توان و پُر قدرت و با اعتماد به خدای بزرگ .
۵- بايد توانمندي هايمان را ببينيم و نقاط قوّت خود را پيدا کنيم .برای شناخت بیشتر  نقاط قوتمان می توانید به مقاله چطور نقاط قوتمان را بشنایم مراجعه کنید.
۶- موضع خود را مشخص کنيم؛ هر روزاز خودمان بپرسيم: امروز چکار کنم که اگر ۱۰ سال ديگر به اين زمان فکر کنم احساس غرور کنم؟
۷- عدم قضاوت سريع و عجولانه و نامناسب( برای انجام این کار می توانید مقاله چگونه قضاوت نکنیم؟ را مطالعه کنید.
۸- آرامش عضلاني: استفاده از روشهاي آرامسازي
۹- فکرمان را مشغول چيزهاي ديگر کنيم و انحراف مسیر به افکارمان بدهیم.

 

 شکست و راهکار نهایی مواجهه با آن:

زمانی که شکست می خوریم یکی از تمرین ها این است که این سوالات را از خودمان بپرسیم.
تمرین:
چند دقیقه چشمان خود را ببندید و بدترین شکستی که در زندگی خود تجربه کرده‌اید را به‌یاد آورید؟ حال به‌این سؤالات جواب دهید:
آیا پس از این شکست هنوز زنده هستید؟…………………………………………………………………
آیا بار دیگر توان انجام این کار را دارید؟……………………………………………………………………
اگر کسی به شما می‌گفت دفعه‌ی دیگر حتماً پیروز می‌شوید دوباره آن کار را انجام می‌دادید؟…………………………………………….
چه چیزی دیگری را اگر از دست بدهم وضعیت زندگیم از این هم بدتر می شود؟…………………………
الان چه چیزهایی باعث خوشحالی من است؟…………………..
پاسخ به این سوالات به شما کمک می کند تا راهکارهای بهتری برای تلاش بیشتر و تبدیل شکست به پیروزی برای خودتان ارائه دهید.

1 دیدگاه

شکست رو پلی به سوی موفقیت و پیروزی میدانم .

گذاشتن پاسخ