اعتماد به نفس حقیقی

اعتماد به نفس حقیقی

   اعتماد به نفس حقیقی

اعتماد به نفس حقیقی

اعتماد به نفس حقیقی در قسمت اول خلاصه کتاب اعتماد به نفس باربارا ابتدا تعریف شد. اعتماد به نفس حقیقی یعنی قدم اول را برداریم.

و اگر در مسیر رسیدن به هدف مرتکب اشتباه شدیم، از آن اشتباه درس بگیریم، تکرارش نکنیم و خود را سرزنش نکنیم و تا جان در بدن داریم بیاموزیم و عمل کنیم.

نکته مهم دیگر  این است که چون موفقیت پله پله است پس طی کردن  این مسیر، زمان بر است. نمی توان یک شبه ره صد ساله را رفت.

اعتماد به نفس واقعی يعني  دوست داشتن خودمان، هم اکنون و در همین شرایط و به همین شکلی که هستیم بدون هیچ قید و شرطی.

 اعتماد به نفس حقیقی و تقویت کردن آن از همین الآن

اعتماد به نفس حقیقی نياز به تقويت كردن دارد؟ چرا ما درباره نا امنی ها و حاشیه امن و بی اعتمادی هایمان با خودمان رو راست نیستیم و تظاهر می کنیم و خودمان را گول می زنیم؟

ما به روش های زیر خودمان را گول می زنیم:

  • رویاهایمان را کوچک می کنیم تا احتمال نرسیدن به آنها را کم کنیم و احساس ناتوانی نکنیم. مثلا دلمان می خواهد یک گلخانه داشته باشیم ولی به داشتن چند گلدان قانع می شویم.
  • حتی درباره نیازهای حقیقی خودمان نیز با خودمان روراست نیستیم چون اگر برآورده نشود فورا حالمان بد می شود.
  • فقط کارهایی را انجام میدهیم که راحت باشد تا با موقعیت و افراد جدید روبرو نشویم. به خواسته های کوچک قانع می شویم و خودمان را بی توقع نشان می دهیم.
  • در رابطه با رویاهایمان می گوییم : این رویاها اصلا برایم اهمیتی ندارند! به این دلیل که به تحقق رساندن آن ها اعتماد به نفس بالایی می خواهد در صورتی که  برای انجام آن کار حتی در برخی موارد اعتماد به نفس متوسطی نیاز دارد.
  • به انبوه این رویاها نگاه می کنیم و می گوییم: این رویاهای طول و دراز، خواب و خیال است و برایم اهمیت زیادی ندارد. من که می دانم به آن ها نمی رسم!!

و سپس رویاهای کوچک و ساده را تعقیب می کنیم و بعد به خودمان می گوییم : به به!! عجب اعتماد به نفسی! چه اعتماد به نفس بالایی دارم! و به این طریق خودمان را گول میزنیم.             و نهایتا تظاهر می کنیم که خوشحال و خوشبخت هستیم.

  • یادمان باشد ما با این کارها فقط در حق خودمان کم لطفی و ظلم می کنیم و در این گونه موارد دچار اعتماد به نفس کاذب می شویم و در رویارویی با کوچکترین مشکلی این اعتماد به نفس کاذب ناپدید می شود و حس و حال بد و افکار منفی به سراغمان می آید.

زندگی بی شور و حال با بی رویایی

وقتی که رویایی نداریم که ما را بترساند، دست از رویاپردازی کشیده ایم یعنی کار بی زحمتی را انتخاب کرده ایم . البته  با این حالت فرقی نمی کند که رویا داشته باشیم ولی برای تحققش قدمی برنداریم.

یادمان باشد ترس از شکست و تعقیب رویاها از خصوصیات انسان های سالم و امیدوار است. اعتماد به نفس واقعی یعنی بترسیم ولی اقدام کنیم.

 اعتماد به نفس حقیقی و تفاوتش با غرور(نکته  تربیتی برای افزایش ا عتماد به نفس فرزندان)

گاهی فرزندمان با افتخار پیش ما می آید و از کارش تعریف می کند. اگر در پاسخش بگوییم خوب نیست زیاد از خودت مطمئن باشی، کمی متواضع باش، کمتر پز بده، مثل بچه پر رو ها نباش، از خود راضی نباش، مغرور نباش.

با این صحبت ما اعتماد به  نفس فرزندمان را له می کنیم. همانطور که اعتماد به نفس ما را پدران و مادران مان له کرده اند.

در اغلب موارد بلند پروازی ها و رویاها و خواسته های ما را له کرده اند.   و همین ها باعث شده که خودمان را دوست نداشته باشیم و دست کم بگیریم و برای خودمان ارزش قائل نباشیم.

اعتماد به نفس یعنی خودمان را باور کنیم و غرور یعنی بخواهیم به دیگران ثابت کنیم که از آنان بهتر و بالاتریم.

یادمان باشد کسانی که بیش از حد از خودشان تعریف می کنند  و موفقیت ها و دارایی هایشان را به رخ دیگران می کشند، علاوه بر اینکه اعتماد به نفس ندارند بلکه دچار خود بزرگ بینی هم هستند. بنابراین از اینگونه افراد باید دوری کنیم.

همچنین ما هم  نباید نسبت به دیگران چنین رفتاری داشته باشیم. چون نفرت انگیز می شویم.

اعتماد به نفس  حقیقی در کوتاه مدت

اعتماد به نفس حقیقی در كوتاه مدت هم به دست مي آيد. فقط کافی است برای رسیدن به اهداف و خواسته هایمان اولین قدم را برداریم(هر چند ساده و کوچک). یا  وضعیت  بدنی مان را تغییر دهیم. با این کارها بلافاصله اعتماد به نفسمان بالا می رود چون احساس بهتری نسبت به خودمان پیدا می کنیم. لینک به مقاله ظاهر

برای مثال یکی از اهداف شما این است که شنا یاد بگیرید و مدتهاست که می ترسید به استخر بروید چون وقتی با دوستان به استخر می روید و آن ها  به قسمت عمیق می روند، شنا می کنند، با یکدیگر شادند، احساس خیلی خوبی دارند، ولی شما نمی توانید، در نتیجه احساس بدی پیدا می کنید، اعصابتان به هم می ریزد و اعتماد به نفس تان کم می شود و دیگر به استخر نمی روید. و مدام جلوی آن ها احساس حقارت  می کنید.

سال هاست که این احساس همراه شماست و این ترس آزارتان می دهد. اگر چند سال دیگر هم بنشینید، این ترس شما از بین نخواهد رفت. مگر آن که اقدامی کنید.

 اعتماد به نفس حقیقی و اقدام

اعتماد به نفس حقیقی چه پيش نيازي دارد.  برای داشتن اعتماد به نفس واقعی چکار کنیم؟باید قدم اول را برداریم. ولی چگونه؟ به این صورت که به یکی از دوستان خود که شنا بلد است و با او صمیمی تر هستید و بیشتر شما را درک می کند صحبت کنید و  به او توضیح دهید که از شنا کردن می ترسید، ولی می خواهید به ترستان غلبه کنید.

از او بخواهید که  یک تکنیک کوچک شنا را به شما آموزش دهد. چندین بار آن را انجام دهید. این کار را چند بار با تکنیک های دیگر امتحان کنید و هر زمان که متوجه شدید که ترستان کمتر شده، می توانید به کلاس آموزش شنا بروید و بصورت تخصصی آموزش ببینید.

البته قرار نیست که شما یک شناگر حرفه ای شوید که در مسابقات المپیک شرکت کند. هدف شما از این کار برداشتن اولین قدم و کاستن از ترس است. و اینکه اگر اراده کنید قادر به انجام هر کاری خواهید بود و تلاش خواهید کرد. حتی اگر به نتیجه دلخواه  نرسید.

مهم این است که تلاش می کنید و با این کار درخود اعتماد به نفس ایجاد کرده و آن را افزایش می دهید.  هر چقدر هم اشتباه کنید باز هم   برنده اید. چون از اشتباه خود درس می گیرید. خودتان را سرزنش نمی کنید. به خاطر اشتباهتان خود را می بخشید و آن اشتباه عمدی یا سهوی را تکرار نمی کنید.

اين قسمت: اعتماد به نفس واقعي ۲ ، برگرفته از کتاب اعتماد به نفس باربارا دی آنجلیس

ادامه دارد…

 

 

گذاشتن پاسخ